قبلا اشاره کرده بودم که هر فردی دارای بستههای زبانی مختلف است. توانایی صحبت کردن به گویشها و رجیسترها و احتمالا زبانهای مختلف را دارد که این توانایی را با توجه به شرایط و محیط بروز میدهد. در مورد دیسکورس نوشتاری هم وضع به همین ترتیب است. یک نویسنده با یک لحن برای روزنامه مقاله مینویسد و با لحن دیگر برای دوستش در ایمیل خالهزنکی میکند. فردی که بتواند از لحنهای مختلف استفاده بکند احتمالا میتواند نویسندهای تواناتر باشد و حوزههای متنوعتری فعالیت کند.
فرهنگ نوشتاری فارسی در محیط وب موضوع بسیار گستردهای برای غور و تفکر و بررسی و این صحبتها است. رجیسترهای نوشتاری در سرویسهای آنلاین مختلف با یکدیگر تفاوت دارند و حتی در بعضی موارد روی گفتار کاربران خود تاثیر میگذارند.
در دو سه سال اخیر میزان استفاده از زبان فارسی در سرویسهای آنلاین حتی در نرمافزارهای پیام کوتاه کمتر شده و استفاده از زبان فارسی دیگر محدود به وبلاگها نیست. جالبتر این که حساسیت به درستنویسی فارسی هم زیاد شده و وسواس خاص در استفاده از نیمفاصله نشاندهندهی همین نکته است. اما یکی از جالبترین مواردی که در مورد رابطهی زبان نوشتاری و سرویسهای آنلاین دیدهام، در مورد یکی از دوستانم بود که اصولا از زبان فارسی برای نوشتن ایمیل و یا توییت کردن استفاده میکرد اما موقعی که میخواست در Last.fm نظر یا پیغام بنویسد، پینگلیش مینوشت.
معمولا هر سرویس آنلاین همراه با خود یک سبک استفاده دارد که رویکرد به نوشتار کاربران را هم تحت تاثیر قرار میدهد. بعضی افراد تا حدود زیادی تحت تاثیر سبک نوشتاری سرویسهای مختلف قرار میگیرند اما بعضی کاربران دیگر سبک مستقل خود را در بیشتر سرویسها حفظ میکنند و سبک نوشتارشان در همهی سرویسها کاملا یکسان است. فرهنگ غالب نوشتاری یک سرویس، عادت کردن به استفاده از یک زبان در یک سرویس قبل از بروز عادتهای دیگر نوشتاری و دیگر موارد مرتبط با حوزهی روانشناسی زبان میتوانند در پدیدهای که گفتم موثر باشند. البته آشنایی بیشتر با عادتهای زبانی فرد مورد نظر میتواند برای محقق مفید باشد. مثلا این که آیا این فرد در رفتارهای زبانی دیگر خود هم سابقهی چنین چرخشهایی در استفاده از امکانات زبانی دارد یا نه. چنین نمونهای نشان میدهد که جای روانکاوی زبان شاید کمی در بررسیهای این علم خالی باشد.
ایدههایی ریزتری در مورد دلیل این پدیدهی خیلی جالب دارم اما اهمیت زیادی ندارد. صرف نظر از دلیل این قضیه، نکتهی جالبتر این است که روان انسان تا چه حد ممکن است رفتارهای متنوعی نشان دهد که احتمالا دلیل آن برای خود فرد نیز نامشخص است.
پ.ن: یک مورد دیگر از این سبک نوشتار اینه که نمیدونم چرا این نوشته این قدر رسمی و لفظ قلم شد. خودم وقتی میخونمش تنم خارش میگیره.
ژوئیه 19, 2010 در 10:59 ق.ظ. |
مثلا منم با همه عشقی که به زبان فارسی دارم اسمسامو پینگیلیش میدم . چرا؟
پ.ن: منم خارشم گرف
ژوئیه 30, 2010 در 11:01 ب.ظ. |
اتفاقا نوشته ی جالبی بود .ما کلن تنمون میخاره.با خوندن نوشته ی تو یا بدون اون!!!!
اوت 10, 2010 در 5:31 ب.ظ. |
بنده هم خودم متوجه این نکته شده بودم. هر سرویسی از جمله تویتر یا فرفر یا گودر یا فیس بوک با توجه به کاربرا و محدودیت های سیستم و جوهای مختلف ادبیات مختلفی رو به خودش می گیره . اگر همین الان وارد تویتر ایرانیا بشین ، افراد جا افتاده رو می بینین که از اصطلاحاتی استفاده می کنن که مختص به خودشونه. همین طور در فرندفید. اما در فیس بوک این اصطلاحات کمتر دیده می شه چون فضا خیلی گسترده تره. علاوه بر اون زمانی که انتخابات شد ، یک تحول عظیمی در فیس بوک رخ داد که با توجه به جبهه ی سیاسی اغلب فیس بوکی ها و امکانات خیلی مناسب فیس بوک در اشتراک گذاری سریع با افراد مشخص ، علاوه بر اون هجوم تعداد زیادی کاربر ادبیات این سیستم ها تغییر قابل توجهی داشت.
در گودر بخاطر اشتراک گذاری اکثر مطالب از وبلاگ ها و سایت های داینامیک خیلی ادبیات بخصوصی نداره . اما باز هم برای خودشون جک ها خصوصی دارن که از +1000 های وحید آنلاین گرفته تا شیرینگ ها رنگی .
در عین حال وب2.0 هایی که به طور مطلق روی اشتراک گذاری لینک تاکید دارند هم حتی ادبیات بخصوصی دارند. بطور مثال می تونید در قسمت کامنت یکی از لینک ها عبارت » درود بر احمدی نژاد» رو بگذارین. جالبی سیر فحش ها نشونه ی فرهنگ بالای افراد می تونه باشه و نشون می ده که اغلب کاربرهای بالاترین اغلب در چه سطح سواد و عقلی هستند. یا حتی همین کار رو می تونید با گذاشتن یک لینک میانه رو بکنین و فقط توصیه بکنین که با طرفداران نظام رفتار بهتری داشته باشیم تا حسن نیت خودمون رو نشون بدیم. و اون وقت اوج حماقت رو مشاهده می کنیم.
البته از موضوع اصلی منحرف شدم.
شما در سیر لینک هایی که + های بیشتری می گیرن و به اصطلاح «داغ» می شن ، می تونین یک شکل خاص ادبیاتی رو ببینین که اگر بخوام توضیح بدم معمولا چه روندی داره دوباره به حاشیه می رم.
در عین حال این مساله فقط مختص وب 2.0 ها نیست. شما در سیستم های وبلاگ نویسی مختلف می تونین ادبیات متفاوتی رو پیدا کنین که باز هم بر طبق زمان و جو موجود تغییرات قابل توجهی می کنه.
این جمله ی معروف بلاگفایی ها و سیستم های محلی ایرانی رو که خودتون آشنا هستین که معمولا در هر وبلاگی به صورت کامنت دیده می شه : » چه وبلاگ قشنگی داری، به منم سر بزن.»
از این جهت از بلاگفا کنار می کشم به وردپرس می رسم که تا حدود 1 سال پیش مرکز گیک های آی تی و آی تی نویس ها بود ، و اغلب جنبه های مجله ی آنلاین رو به خوبی داشت.
اما بعد از مدتی تحت تاثیر انتخابات و محدودیت سیستم های ایرانی و سادگی کار با نرم افزار وردپرس ، مرکز بیانیه ها و تحلیل های سیاسی آماتورانه هست که نسبت به خوب یا بد بودنش نظر خاصی ندارم.
اما در عین حال سیستم بلاگ اسپات رو هم مشاهده می کنیم که باز هم بخاطر سادگی فضا محل خوبی برای مینیمال نویسان هست. اما قبل از این که جنبش مینیمال نویسی ایران به این شدت دربیاد ، بلاگفا بخاطر اصالتش مثل حال حاضر محل مناسبی برای روشنفکران و وبلاگهای پرمحتوا بود.
در عین حال می بینیم که اغلب کاربرای این سیستم ها بخاطر وجود جو نا مناسب هر سیستم ، به سلف هاست مهاجرت می کنند. اغلب کاربران قدیمی فرند فید در این جریان شریکن.
فکر کنم که منظورم رو رسوندم. برای همین حرفم رو خلاصه می کنم و می گم که با نظریه ی شما کاملا موافقم.
اوت 28, 2010 در 8:49 ب.ظ. |
نه تنت نخارد! شکسته نویسی ممنوع! من نمیدانم چرا اینقدر روی پینگلیش حساسیت نشان میدهند در صورتی که فارسی غلط و شکسته نوشتن به مراتب عواقب بدتری دارد!